تبلیغات
تجربه روشنایی...

گزارش لژیون تجربه ی روشنایی دوشنبه ۹۵/۱۲/۲

شنبه 7 اسفند 1395 01:58 ب.ظنویسنده : همسفر مریم

 
به نام قدرت مطلق الله.
دستورجلسه: سی دی گره ی مسئولیت بخش دوم (توسط همسفرمژگان وهمسفرفاطمه)
درابتداراهنمای محترم خانم سودابه گفتند:هرکسی که سی دی گوش میدهد.میتواندپرپروازمسافرش باشد نه بند پایش.گوش دادن سی دی باعث حرکت مامیشودودرنتیجه حالمان خوب میشودومیتوانیم کارهایمان راازقوه به فعل دربیاوریم.
همسفرمژگان:به دست آوردن یک چیزی خیلی خوب است ولی حفظ کردن آن مهم تراست.
خانم سودابه :جناب مهندس دریکی ازسی دیهایشان میفرمایند:مثال دختری که یک عمرازخداوندیک شوهرخوب میخواست.وقتی به خواسته اش  رسیدفکرکرد دیگر همه چیزتمام شدوبرای حفظ آن خواسته دیگرهیچ تلاشی نکرد.خیلی مهم است که من یک حایگاه رابه دست بیاورم ومهم ترازآن حفظ آن جایگاه است.خیلی مهم است که مسافرمن به کنگره می آید،ولی مهمتر ازآن حفظ آمدن آن است.مسافرمن به خاطرتغییرروند من است که حرکت میکند.پس مهم است که من چگونه برخورد کنم که این تغییرروند رامعکوس نکنم.«حفظ یک جایگاه فقط بادانایی امکان پذیر است.»
همسفرمژگان :پذیرفتن یک مسئولیت خیلی خوب است.ولی گره ی مسئولیت همانطور که از اسمش پیداست باعث میشودیک گره درکارهایمان پیش بیایدکه مارادرانجام مسئولیت ناموفق کند.ما دراثرناآگاهی خیلی ازمسئولیتها رابرعهده میگیریم وباردیگران رابه دوش میکشیم وبه دیگران اجازه نمیدهیم مسئولیتی را انجام بدهند.اینجاست که زیربارمسئولیت له میشویم وبه خودمان اجازه میدهیم دراموردیگران دخالت کنیم وفکرکنیم که فقط خودمان هستیم که همه چیزرامیدانیم وهیچکس رابه غیرازخودمان قبول نداریم.
خانم سودابه درادامه گفتند:ماگاهی اوقات تمام بارمسئولیت رابه دوش خودمان میکشیم.ومدام میگویم مسافرهایمان بلد نیستند،خراب میکنند.وهمیشه خودرابالاترازآنها میدانیم.واین طرزفکرمربوط به یک ماه یادوماه نیست.مامداوم باسلاح سرزنش مسافرهایمان را سرزنش کردیم.بایدبتوانیم به آنها اعتماد کنیم.آنها راباورکنیم.آرام آرام ازقالب آنها خارج شویم.تاآنهابتوانندخودشان مسئولیت کارهایشان رابرعهده بگیرند.اینجاست که خودمان هم به آرامش میرسیم.
همسفرمژگان:پذیرفتن مسئولیت دیگران براثردلسوزی خطا واشتباه است.این باعث میشودکه مانع رشدوحرکت آنها بشویم.
همسفرفاطمه:«گنه کاران واقعی رابخشودن خطاست».فردی که درمسیرزندگیش به مشکلی برمیخورداگربتوانداین مشکل راپشت سربگذاردوسختی هارابکشدمیتواندتزکیه وپالایش بشود.ولی اگربخواهیم براثرناآگاهی بارمسئولیت مشکل کسی رابردوش بکشیم وبرای اودلسوزی بی جابکنیم مسیردانش وآگاهی اوراتغییرمیدهیم ومانع رشدوحرکتش میشویم.
خانم سودابه درپایان گفتند:عقل سلیم می گوید من درابتدا بایدبه خودم اهمیت بدهم.وبدانم درچه قالبی هستم.اگرمسئولیت خودم رادرست برعهده بگیرم ودراموردیگران دخالت نکنم زیربارمسئولیت له نمیشوم.ودیگران هم درنبودمن میتوانند به همه ی وظایف خودبه نحواحسن عمل کنندوهیچ گره ای درهیچ مسئولیتی پیش نمی آید.من باید بدانم وقتی یک مسئولیتی رامیپذیرم درمقابل آن چه میخواهم.اگرقراراست مسئولیتی رابپذیرم وتوقع بازگشت داشته باشم انجام ندهم بهتراست.
سی دی گره ی مسئولیت به من یاد میدهدمن اندازه ی توانم مسئولیت بپذیرم.اگرمن میتوانم مشکل کسی راحل کنم باید برگردم به درون خودم،ببینم به چه نیتی دارم این کارراانجام میدهم.آیا این مشکل راحل میکنم که دیگران ازمن تعریف وتمجیدکنند؟یا نه واقعا ازدستم بر می آید که مشکلی راحل کنم وتوقع بازگشت ندارم.
«محبت خیلی زیباست،اما حتی محبت زیادی باعث مشکل میشود.محبت بایدبه اندازه وبه جاباشد.باران زیاد هم باعث سیل وویرانی میشود.»
«دستورجلسه دوشنبه آینده:سی دی شجره»

آخرین ویرایش: یکشنبه 8 اسفند 1395 12:18 ب.ظ

 

«تقدیم به فرشته ای مهربان ودلسوز ،راهنمای عزیزم سودابه»

جمعه 3 آذر 1396 08:00 ب.ظنویسنده : همسفر مریم

 
هربارباکوله باری ازغم واردکنگره میشدم.باکوهی ازامیدوانرژی برمیگشتم.چون تورامی دیدم.چگونه می توانم باورکنم.تونباشی؟وقتی هرجامی نگرم.نگاهت وصدایت همه جاپیچیده است.جداشدن من ازتو.مانند جداشدن فرزنداز مادرش است.ممنونم ازتوبه خاطرتمام لحظه هایی که بودی وعاشقانه جان فداکردی.به خاطرتمام لحظاتی که من غرق درمشکلاتم بودم وتودنبال راه حلی برای مشکل من.ممنونم ازتووشرمسارم ازخودم که حتی نتوانستم لحظه ای اززحمات شماراجبران کنم.به قول جناب مهندس:«اگرکسی راعاشقانه دوست بداری حتی درد فراقش برای توگوارا خواهدبود.»
«فرشته ی سفیدپوش ومهربانم.»امیدوارم هرجای این سرزمین پاک هستی خداوندبه اندازه ی تک تک امیدهایی که به من دادی وحال مراخوب کرد به زندگیت برکت ببخشد.
«سودابه ی عزیزم».امیدوارم همانطورکه درتاریکی وبیراهه هاچراغ راهم بودی.خداوند چراغ راه عزیزانت باشد.راهنمای عزیزم امیدوارم همانطور که بچه های لژیون راعاشقانه دوست داشتی ودلسوزانه برایشان مادری کردید.خداوند نگهدار علی وپانته آی عزیزت باشد.
هرچنددوری تو برایم سخت ودردناک است .ولی راهی راکه توبرمن نشان دادی .همیشه سبز می ماندوخواهد ماند.من درتک تک قدم هایی که درکنگره برمیدارم تورااحساس میکنم وتاجان دربدن دارم.به این مکان مقدس خدمت میکنم.چون میدانم که تنهاباخدمت میتوانم گوشه ای اززحمات شما راجبران کنم.خداوندبزرگ راشاکرم که فرشته ای همچون شما برسرراهم قرارگرفت .ومیدانم که ماموریت شما تابه اینجا بوده است .ازخداوند بزرگ میخواهم مرا جایی قرار بدهد که قراراست باشم.تافرشته ی همچون شمادرادامه ی راه دستگیرم باشد.
 
                                                                  «رهجوی شما:مریم»

آخرین ویرایش: جمعه 3 آذر 1396 10:04 ب.ظ

 

دوشنبه ۹۶/۶/۲۶. جشن باشکوه مرزبان،اسیسانت ودیده بان.

شنبه 1 مهر 1396 10:05 ق.ظنویسنده : همسفر مریم

 

آخرین ویرایش: شنبه 1 مهر 1396 10:15 ق.ظ

 

گزارش لژیون تجربه ی روشنایی۹۶/۶/۲۰

شنبه 1 مهر 1396 08:49 ق.ظنویسنده : همسفر مریم

 
«به نام قدرت مطلق الله»
دستورجلسه:سی دی صحرا،توسط همسفران مونس،اعظم،وبهاره
پیشگامان:پیشگامان گروهی هستندکه برای اولین بارکاری را انجام میدهند.ودریک مسیرحرکت میکنند.پیشگامان هم درجهت مثبت،وهم درجهت منفی میتوانند باشند.افرادی که درکنگره ی ۶۰،برای رهایی دیگران تلاش میکنندپیشگامان دردرمان اعتیادهستند.
انسان:انسان دارای صورپنهان وآشکاراست.انسان ثابت وساکن نیست.همانطورکه شنهای صحراوآبهای دریادرحال حرکت هستند.انسان هم مدام درحال تغییروحرکت است.
محبت:اگرمحبت ازانسان گرفته بشوددیگرچیزی برای اوباقی نمی ماند.کسی که تمام انسانها رادوست داشته باشد.وازکسی کینه وتنفرنداشته باشد.همیشه درآرامش وآسایش ایت.وحالش خوب است.اگردرصراط مستقیم حرکت کنیم وخیرخواه مردم باشیم.به خودمان برمیگردد.
تغییر،تبدیل،ترخیص:جناب مهندس فرمودند:گوش دادن سی دی هاهم برای مسافران،وهم برای همسفران لازم است.تاوقتی تغییرصورت نگیرد.تبدیل انجام نمیشود.وتاوقتی تبدیل نباشد.ترخیص صورت نمیگیرد.واین روندوتغییردرتمام افرادکنگره نمایان است.که دارای چه صبرومتانتی هستند.
«وقتی درختی بزرگ میشود،وازباغ بیرون میزند.افرادی که چشم بصیرت ندارندنمیتوانندآن راببینند.»
وقتی تیم کنگره ۶۰،درمسابقات بین المللی اول میشود.ماننددرختی است که بزرگ شده وازباغ بیرون زده است.دراین شرایط افرادی آن رامیبینند وحمایت میکنند.وباورمیکنندکه درمان قطعی اعتیادفقط ازاین راه امکان پذیراست.ویاگروهی دیگرکه چشم های خودرامیبنندوازکنارآن ردمیشوند.گویی چیزی ندیده اند.یاحتی گروهی هستندکه به مخالفت باآن میپردازند.مانمیتوانیم مسئول همه ی  افرادباشیم.دیدن بعضی چیزها چشم بصیرت میخواهد.
ریسمان اللهی:افرادی که به ریسمان الهی چنگ بزنندودرجهت درست حرکت کنند.رستگارمیشوند.این ریسمان درااختیارهمه است.بعضی باآن صعودمیکنند.وبعضی دیگرباآن طناب خودراحلق آویزمیکنند.
«این موضوع درهمه جاوجوددارد.بعضی ازافراددرزندگی درشرایطی قرارمیگیرند.که میتولنندازآن به نحواحسن استفاده کنند.وپندوبهره بگیرند.وبعضی دیگرازآن شرایط موضوعی رامیسازند،که نابودی خودرافراهم میکنند.»
                                                                                    «دستورجلسه هفته ی آینده:سی دی کتاب»

آخرین ویرایش: شنبه 1 مهر 1396 09:15 ق.ظ

 

گزارش لژیون تجربه ی روشنایی ۹۶/۶/۱۳

جمعه 31 شهریور 1396 01:14 ب.ظنویسنده : همسفر مریم

 
                                                   «به نام قدرت مطلق الله»
دستورجلسه:سی دی خداتوسط همسفران مریم واللهه
جناب آقای مهندس درابتدافرمودند:درمورد خداوندچندمسئله وجوددارد.
۱)مابایدبدانیم خداوندچه چیزی است؟
۲)کجاهست؟
۳)چه چیزی ازآن میخواهیم؟
گاهی اوقات خواسته ای راکه داریم مهم ترازخداوند میدانیم واگرآن خواسته راشیطان هم به مابدهد پیرو آن میشویم.
«گرگی که مراشیردهدمیش من است»:هرکسی که خواسته ی من رابرآورده کند خدای من است.
«صدبارازاین خانه به آن خانه برفتی،یک بارازاین بام به آن بام نرفتی»:گاهی اوقات مانمیدانیم خداوندکجاهست.شایدصدباربرای زیارت خانه ی اوبرویم .ولی سراغی ازهمسایه ی خودنداشته باشیم.که شاید به نانی محتاج باشد.
جناب آقای مهندس مثال فردی رازدند که میگفت :من شما رادوست دارم ولی کنگره وافرادآن رادوست ندارم.آقای مهندس به آن شخص فرمودند:شمافقط خودت رادوست داری.کنگره سیستم من است.من کنگره رابه وجود آوردم.اگرگنگره آسیب ببیندمن آسیب میبینم.مگرمیشود کسی من رادوست داشته باشدولی کنگره،مرزبان،راهنما وافرادکنگره رادوست نداشته باشد.
جناب آقای مهندس دراین سی دی به چندپارامتر اشاره کردند.

ادامه مطلب
آخرین ویرایش: جمعه 31 شهریور 1396 01:50 ب.ظ

 

گزارش لژیون تجربه ی روشنایی. دوشنبه ۹۶/۵/۲۳

یکشنبه 29 مرداد 1396 09:14 ق.ظنویسنده : همسفر مریم

 
«به نام قدرت مطلق الله»     


                                                                                                                               
دستورجلسه:سی دی حرمت توسط همسفران فاطمه،واعظم
خلاصه ای ازصحبت دوستان:حرمت درکنگره خیلی اهمیت داردبه همین دلیل است که حرمت یک باردرابتدای جلسه ویک باردرانتهاخوانده میشود.درحرمتی که مادرکنگره میخوانیم به چندمورداشاره شده است.
۱)دروغ گفتن علیه شخصی:ما درکنگره حقی نداریم راجع به افراددیگردروغی رابیان کنیم .یاپشت سرآنها حرفی بزنیم.
۲)سرزنش کردن :سرزنش کردن ممنوع میباشد.همه ی افراددرکنگره باهم برابرهستند.وبرای رسیدن به یک هدف(رهایی،وآرامش)تلاش میکنند.
۳)حرف یکدیگرراقطع نمودن:درجلسه همه ی افرادباهماهنگی واجازه صحبت میکنند.واجازه ندارندحرف یکدیگرراقطع کنند.
۴)الفاظ ناشایست بیان کردن:افرادکنگره ازصفت های نامناسب،ونامهای نامناسب اجازه ندارند استفاده کنند.
۵)ازلباس وپوشش نامناسب استفاده کردن:همه ی افراددرکنگره مسافران وهمسفران بایدازپوشش مناسب استفاده کنند.«مسافران:پیراهن سفید»،«همسفران:روسری سفید.»
۶)درجلسه بدون هماهنگی سخن گفتن:همه ی افرادکنگره بایدبااجازه وهماهنگی صحبت کنند.
۷)بدون مجوزراهنماتلفن دادن وتلفن گرفتن:جناب مهندس دراین موردفرمودند:اگرافرادکنگره باهم بدون اجازه درارتباط باشنداز هدف اصلی خودکه رهایی وآرامش است دورمیشوند.اگرافراد باهم رابطه ی خانوادگی برقرارکنندواردحاشیه میشوندوبه هزاران مشکل برمیخورند.
۸)بحث سیاسی نمودن:مادرکنگره بحث سیاسی نداریم.کنگره قوانین مربوط به خودرادارد.
«رسیدن به تعادل،صلح،وآرامش،درگرو رعایت قوانین وحرمت هاست.»

آخرین ویرایش: یکشنبه 29 مرداد 1396 09:41 ق.ظ

 

گزارش لژیون تجربه ی روشنایی. دوشنبه. ۹۶/۵/۲۳

چهارشنبه 25 مرداد 1396 08:06 ب.ظنویسنده : همسفر مریم

 
                                    «به نام قدرت مطلق الله»
دستورجلسه:سی دی نتیجه توسط همسفر شهنازومعصومه
همسفرشهناز:جناب آقای مهندس فرموند:بازسازی بایددرسه‌قسمت جسم،روان وجهان بینی باشد.بسیاری ازانسانها ازتفکرلازم برخوردارنیستند.بعضی ازافرادبه ظاهرخودبیشترتوجه میکنند.به عنوان مثال:برای عمل کردن دماغ،یاکوچک کردن سایز شکم خود هزاران کارانجام میدهند ولی برای مشکل یبوست خودهیچ تلاشی نمیکنند.دوبیماری وجوددارد که مادرتمام بیماری هاست.«۱)بی خوابی  ۲)یبوست
مابایددرهرسه قسمت جسم،روان،وجهان بینی به سلامتی خودتوجه کنیم واین سه موضوع بایددرکنار هم وباهم به تعادل برسند.
حس:برای هرعملی مایک سری خواسته داریم.واولین چیزی که نقش مهمی داردحس است.حس یک گیرنده است.ماهرکاری میخواهیم انجام بدهیم باید حس آن کار راداشته باشیم.
همسفرمعصومه:حس بایدپاک باشدبسیاری ازحس هاآلوده هستندمانند(حس خیانت،حس انتقام،حس نفرت،و...)
درادامه راهنمای محترم خانم سودابه گفتند:وقتی حس ماآلوده باشدافکارمانیزآلوده میشود.وقتی حس آلوده باشدمانمیتوانیم افکاروحس خوب رابگیریم وبشنویم.
همسفرمعصومه:بعدازدومرحله ی حس وخواست،حرکت است.وقتی ماحسی به چیزی داریم.احتیاج به جاذبه هم‌داریم.«برمبنای جاذبه است که حس به وجود می آید.».اگرمانتوانیم جاذبه ای به وجودبیاوریم حس هم به وجود نمی آید.به عنوان مثال:یک گل زیباوخوشبواین جاذبه راایجادمیکند که همه به سمت اوبروند.ویک زباله که بوی نامطبوع دارد.جاذبه ای به وجود نمی آورد که کسی به سمت اوبرودوبه علت بوی بداو همه ازآن دوری میکنند.
«حس،خواست،حرکت،نتیجه».بعدازسه مرحله ی حس ،خواست،وحرکت مابه نتیجه میرسیم.
«ازسکوت مابه حرکت وجنبش میرسیم.»
راهنمای محترم خانم سودابه درتوضیح این جمله گفتند:این به همان مرحله ی پیدایش وبه وجود آمدن انسان است.که مادرحلقه ی هستی قرارمیگیریم به وجود می آیم وشروع به حرکت وتلاش میکنیم.وبعدبه حلقه ی نیستی«همان مرگ»می رسیم.واین حلقه متداوم درحال چرخش وحرکت است.

                                     (دستورجلسه هفته ی آینده:سی دی گوهرجان،وهفت خان»

آخرین ویرایش: چهارشنبه 25 مرداد 1396 08:49 ب.ظ

 

گزارش لژیون تجربه ی روشنایی دوشنبه ۹۶/۵/۲

جمعه 6 مرداد 1396 12:13 ب.ظنویسنده : همسفر مریم

 
                           «به نام قدرت مطلق الله»
دستورجلسه:سی دی نوسازی توسط همسفر مونس وهمسفرمریم
همسفرمریم:همه ی انسانها بایدسه ضلع مثلث جسم،روان وجهان بینی رابه کاربگیرندواگراین سه ضلع رادرنظربگیرندبه آرامش وتعادل میرسند.مابایدبرای به تعادل رسیدن دوکارراانجام بدهیم.
۱)به پایان رساندن کارهای عقب مانده:(بسیاری ازماکارهای عقب مانده ی بسیاری داریم.ولی آنهارابه بعدموکول میکنیم.بایدبتوانیم هرکاری رابه موقع وسرجای خودانجام بدهیم.)
۲)ساختن بنای کهنه ی جسم خود:(جسم مادراثرانجام کارهای منفی یاضدارزشها،یامصرف مواد کهنه شده است.بایدآن راآبادکنیم وازنوبسازیم.جناب آقای مهندس فرمودند:ساختن بنای کهنه ی جسم ربطی به سن وسال نداردچون من نمیتوانم امروز خودرابابیست سال پیش که چهره ی داغون وسیاهی داشتم مقایسه کنم ولی امروزتوانستم جسم خودرابازسازی کنم وبه تعادل برسم.
همسفرمونس:جناب مهندس به سه بیماری که مادرهمه ی بیماری هاست اشاره کردند.(بی خوابی،یبوست،چاقی).
فقرغذایی:اکثربیماری های مابه دلیل فقرغذایی است.بسیاری ازمافرهنگ وغذاهای ایرانی رابه پیتزاولازانیا ترجیح میدهیم.آبگوشت به دلیل دارابودن حبوبات،گوشت،سیب زمینی،و....،یکی ازبهترین وسالم ترین غذاهای ایرانی است.
تفکر:مادرهرمرحله ای ودهرکاری بایدتفکرکنیم.به همین دلیل اولین وادی کنگره تفکر است.دانستن خودش مسئله است.فازدوم دانستن فکرکردن ومشورت است.مانبایدهرچیزی رامی شنویم باورکنیم بایدروی هرموضوعی تفکرکنیم.

آخرین ویرایش: جمعه 6 مرداد 1396 02:13 ب.ظ

 

گزارش لژیون تجربه ی روشنایی. دوشنبه ۹۶/۳/۲۹

دوشنبه 12 تیر 1396 04:25 ب.ظنویسنده : همسفر مریم

 
«به نام قدرت مطلق الله»
دستورجلسه:سی دی کمان توسط همسفربهاره
همسفربهاره:برای خروج انسان ازظلمت وتاریکی نیروهای زیادی احتیاج است.مثال کنگره که سیستمی است که برای نجات یک مصرف کننده مرزبان،دیده بان،راهنما،و....،بایکدیگر تلاش وهمکاری می کنند.
محبت:محبت اتفاقی نیست.محبت دامنه ی وسیع یک کمان بی انتهاست.محبت صوری وقراردادی نیست.«محبت خواستن ودوست داشتن چیزی است که دوست داشتنش به خاطرخودآن چیزباشدوخودمان هم ازدوست داشتن آن لذت ببریم.«عاشق راحساب باعشق است.بامعشوق چه حساب دارد.»
پایه ی عشق،عقل وایمان،جهان بینی ومعرفت است.تاموقعی که انسان به آن دانش وآگاهی نرسد.نمی تواندبه نتیجه برسد.وقتی مادرجهت محبت حرکت کنیم.دیگراختیارمان دست خودمان نیست.آن وقت است که محبت مارابه هرسمت وسویی میکشاند مانندراهنمایی که بدون چشم داشت عاشقانه به رهجویش آموزش می دهد.پایه ی محبت عشق است.عشق درظاهرنیست.درصورپنهان است.محبت یک حس است.محبت یک فاعل،یک مفعول،ویک موضوع می خواهد.
عشق ومحبت یک بهاوقیمتی دارد.ماباید بهای هرچیزی رابپردازیم.اگرانسان محبت واقعی داشته باشد.بهای هرچیزی رامیپردازد.اگرماعاشق کنگره هستیم بایدبهای آن رابپردازیم.کسی محبت داردکه معرفت دارد.انسان بی معرفت محبت ندارد.
«سوادبادانش فرق می کند.ممکن است شخصی بهترین مدارک تحصیلی راداشته باشد.ولی دانش ومعرفت نداشته باشد.»

آخرین ویرایش: - -

 

گزارش لژیون تجربه ی روشنایی. دوشنبه ۹۶/۳/۲۲

دوشنبه 12 تیر 1396 10:14 ق.ظنویسنده : همسفر مریم

 
دستورجلسه:سی دی  شهروجودی«توسط همسفرسمیرا»
«به نام قدرت مطلق الله»
همسفرسمیرا:جناب مهندس فرمودند:مادرکنگره جسم راتحت دوعنوان نگاه میکنیم ۱)ماشین صنعتی    ۲)شهروجودی
جسم مامانندیک شهربزرگ است یعنی هرچیزی که دریک شهروجود دارددرجسم ماهم وجود دارد.به عنوان مثال کارخانه هایی مانند کارخانه قلب،کلیه،کبدو....،که درجسم مامشغول به کارهستند.درهرشهری وادرات،صادرات وتغذیه وجوددارد.جسم ماهم احتیاج به سوخت دارد.واین سوخت ازطریق موادغذایی که مصرف میکنیم واردبدن مامیشود.
مایعات:بدن مااحتیاج به مایعات دارد.ولی هیچ چیزجای آب رانمیگیرد.منظورازمایعات چایی،قهوه،یانوشابه نیست.مایعات به معنی آب وآبمیوه های طبیعی است.چایی وقهوه فقط ادرار آور هستندوهنگام خوردن مقداری آب هم ازبدن میگیرندوتبدیل به ادرارمیشوندودفع میشوندوفایده ای برای بدن ندارند.
فلسفه ی روزه:اصل فلسفه ی روزه چیزدیگری است.روزه گرفتن یعنی برنامه ریزی برای شهروجودی.یک ماه روزه باعث میشودمواداضافی وچربیهایی راکه طی یازده ماه واردبدن کردیم دفع بشود.یعنی مایک فرصتی به جسم میدهیم که دوباره بازسازی بشود.پس بایددانست «پشت هرعبادتی حکمتی نهفته است.»
کنگره ی ۶۰وماه رمضان:جناب مهندس فرمودندالگوی کنگره ی ۶۰ ماه رمضان ایت.متدDST،درماه رمضان به وجودآمد.به همین دلیل مادرکنگره به ماه رمضان اهمیت بسیاری می دهیم.متدDST،خودش نوعی روزه است.مثال،یک مصرف کننده که روی OT،است وبایدداروی خودراسروعده ی صبح،ظهر،وشب بخورداگریک وعده رافراموش کند.نمیتواندبگویدیک ساعت دیگرمیخورم.یاقضای آن رابه جامی آورم.بایدصبرکندتاوعده ی بعدی.
«متدDST،روزه ی مواداست.»
افرادمصرف کننده وروزه ی درصدی:جناب مهندس فرمودند:افرادی که وارد کنگره میشوندودارومصرف میکنند.ومیخواهندروزه بگیرند.مابه آنهانمی گوییم صبح تاشب روزه بگیرند.چون نمیتوانند.خداوندبرای هرشرایطی روزه ی خاصی درنظرگرفته است.منظورماازروزه ی درصدی این است که افراد دارویاسیگارخودراسرزمان ‌معین مصرف کنند.ولی غذانخورند یعنی به وعده های مصرف،وغذاخوردن خودنظم بدهند.«بایددانست روزه گرفتن،جز فرامین اللهی است.»

آخرین ویرایش: دوشنبه 12 تیر 1396 10:44 ق.ظ

 

گزارش لژیون تجربه ی روشنایی. دوشنبه۹۶/۳/۲۲

شنبه 10 تیر 1396 08:13 ق.ظنویسنده : همسفر مریم

 
                                                  «به نام قدرت مطلق الله»
دستورجلسه:سی دی وادی سیزده بخش چهار(توسط همسفرمریم)
همسفرمریم:دراین وادی به چندنکته اشاره شده است.
۱)پیوندآشتی بین عقل وعشق وایمان:جناب مهندس فرمودند:عقل،عشق،وایمان از یکدیگرجدانیستند.یعنی این سه موضوع مخالف یکدیگرنیستند.بلکه مکمل یکدیگرند.
۲)خمر:یکی ازسرنوشت سازترین مسئله،مسئله ی خمراست.کسی که خمرش درست کارنکندباکوچکترین چیزبه هم میریزد.افرادی که موادمصرف می کنندمیخواهندچشمه های خمرخودراباموادتقویت کنند.ولی نمیدانند که چه بلایی سرخودمی آورند.
۳)حس:حس اولین نیرویی است که قوه ی عقل رابه کار می اندازد.حس مانند نام کتاب می ماند.وعقل اطلاعات داخل کتاب است.وقتی مایک چیزی رابا حسمان می بینیم.عقل اطلاعات آن راموردبرسی قرارمیدهد.
انسان سه بعدی،وانسان دوبعدی:انسان سه بعدی دارای یازده حس،وهفت پیکره است.وبااین مشخصات اطلاعات رامی بیندوبررسی میکند.ولی انسان دوبعدی با پنج حس ظاهری مطالب رامیبیند.بنابراین چیزی راکه انسان سه بعدی میبیند برای انسان دوبعدی قابل باورودرک نیست.
پایان هرنقطه سرآغازخط دیگری است.انسان همیشه درپی کالبدجدید است.هیچ چیزکهنه نمیشود.فقط چهره عوض میکند.مثل فصلهای سال(بهار،تابستان،پاییز،زمستان).

آخرین ویرایش: شنبه 10 تیر 1396 08:34 ق.ظ

 

گزارش لژیون تجربه ی روشنایی. دوشنبه ۹۶/۳/۸

پنجشنبه 8 تیر 1396 06:48 ب.ظنویسنده : همسفر مریم

 
                                                *به نام قدرت مطلق الله*
دستورجلسه :سی دی سرنوشت توسط همسفر اللهه
خلاصه ای از صحبت های همسفر اللهه:تقدیرازقدر می آید.قدریعنی اندازه.ماانسانها سرنوشت وتقدیرمان راخودمان رقم میزنیم.تمام اعمالی که امروز انجام میدهیم سرنوشت وتقدیر فردای ماست.انسان موجودی است که همیشه همه چیزرا گردن سرنوشت وتقدیر می اندازد.وهمیشه میگوید من هرچیزی هستم سرنوشت وتقدیر من است.درصورتی که حتی برگی ازدرخت بدون حکمت نمی افتد.سرنوشت انسانها به دست خودشان رقم می خورد.
به عنوان مثال:یک سفراولی که درکنگره روی برنامه است.سرنوشت آن رهایی وخلاصی از دام اعتیاد است.ولی فردی که بدون برنامه پیش میرودسرنوشت آن ماندن دردام اعتیاد است.با انجام هرعمل خیر وشری سرنوشت خودمان رارقم میزنیم.به عنوان مثال اگرازیک فردعالم بپرسیم چگونه به این درجه رسیدی؟درجواب میگویدتلاش کردم.ازضدارزشها دوری کردم وباکمک خدابه این درجه رسیدم.ولی یک انسان نادان وناآگاه اگردچارمشکلی بشودازاوبپرسیم چرابه این مرحله رسیدی؟درجواب میگوید تقدیروسرنوشت من اینطوربوده است.نمیگوید تلاشی نکردم.همه چیزراگردن سرنوشت می اندازد.درادامه راهنمای محترم خانم سودابه چنین گفتند:
طبیعت دارای فعل وفاعلاتی است.مانندقانون جنگل.آنکه ضعیف است حذف میشود.دندان خراب رابایدکندودور انداخت.من قبل ازورود به کنگره همان دندان خراب بودم.باتمام ضدارزشها.ولی باورودم به کنگره دوباره احیاشدم ودرمسیر قرارگرفتم.

آخرین ویرایش: - -

 

گزارش لژیون تجربه ی روشنایی. ‌دوشنبه. ۹۶/۳/۱

پنجشنبه 8 تیر 1396 05:50 ب.ظنویسنده : همسفر مریم

 
                                                        «به نام قدرت مطلق الله»
دستورجلسه:سی دی پردازش توسط همسفر مریم.
همسفرمریم:آموختن یعنی بلدبودن،وقتی مایک چیزی رانمیدانیم درابتداروی آن تفکرمی کنیم.بعدآن راپردازش میکنیم.خاصیت انسان بایدبه گونه ای باشدکه روی هرموضوعی تفکروتامل بکندوآن راموردپردازش وبررسی قراربدهد.همه ی ماانسانها درحال نبردباخودمان ونیروهای بازدارنده هستیم،وقتی مادرمسیروصراط مستقیم قرارمیگیریم.نیروهای تخریبی وبازدارنده وارد عمل میشوند.نیروهای تخریبی باعث ساختن،وقوی شدن من هستند.برای عبوراز هرمشکلی بایدتمام وجود من حرکت بشود.عبور کردن ازمشکلات یعنی ساختن وقوی شدن.وزانو زدن درمقابل هرمشکلی یعنی پذیرفتن شکست.

اشاره به کتاب آسمانی:درقرآن آمده است وای برکم فروشان.کم فروشی فقط مربوط به مغازه داران وفروشنده ها نیست.ممکن است من یک معلم باشم ولی درآموزش دادن وانتقال آگاهی کم فروشی کنم .یایک قاضی باشم ولی درحکم دادنم کم فروشی کنم .
وای برنمازگزاران:اشاره به کسانی که خواندن نمازراازروی عادت،ویافقط برای ریا وفریب دیگران انجام میدهند.
رهاشدن ازبعدمادی بسیارسخت است.انسانی که درمادیات است.مانندانسانی میماندکه درچنگال کرکسی گرفتارباشد.انسان درهرمرحله ای میتواندازبدترین،بهترین رابسازد.مامیتوانیم این کرکس راتبدیل به پرنده ی سفید اللهی بکنیم.واین عمل فقط باقرارگرفتن در صراط مستقیم وعمل به آن امکان پذیر است.
بهشت رابه بهادهند،به بهانه ندهند:بامتوقف شدن وگوشه ای نشستنمشکل من حل نمی شود.دعای من وقتی به اجابت میرسد که تمام وجودمن حرکت بشود.برای حل هرموضوعی بایداول روی آن تفکرکردوبعدواردعمل شد.

آخرین ویرایش: پنجشنبه 8 تیر 1396 06:23 ب.ظ

 

گزارش تجربه ی روشنایی دوشنبه۹۶/۲/۲۵

دوشنبه 1 خرداد 1396 09:21 ق.ظنویسنده : همسفر مریم

 
به نام قدرت مطلق الله
دستورجلسه:سی دی مرز وبیان
درابتداکمک راهنمای محترم خانم سودابه توضیحاتی درمورد سی دی مرز دادندوفرمودند:مایک سری چیزهای خاصی رامی بینیم.وصداهای خاصی رامیشنویم.اگرمن چیزهایی راکه نباید ببینم وبشنوم ،می دیدم ومی شنیدم به مرز جنون میرسیدم.بنابراین برای همه ی حس های من مرز تعیین شده است.مرزی که من دارم به خاطرآرامش خودم است.یک سری از افراد نادان سعی می کنند ازمرز عبورکنندوفکرمیکننداگرازمرزبگذرند مراتب انسان های عالی راطی می کنند.جناب مهندس میفرمایند:جادوگری اصلا وجودندارد چرامن سعی میکنم ازاین طریق شیاطین رابطه برقرارکنم ودچارمشکلات فراوانی بشوم.مفهوم سی دی مرز به من میفهماند مرزی که برای من گذاشته شده است به خاطرآرامش خودمن است.
سی دی بیان توسط همسفرمژگان
همسفرمژگان:انتقال آگاهی ازچندطریق انجام میشود.اولین کاربرای اینکه ماچیزی رامیخواهیم به زبان بیاورم این است که،درابتدابایدتصویرآن رادرذهن آماده کنم وبعدآن حرف رابه زبان بیاورم.گاهی اوقات ممکن است ازطریق بیان اشتباه من حرفی زده بشود که به دیگران بربخورد ومنظوررااشتباه برساند.
خانم سودابه درادامه گفتند:جواب نیش دیگران رادادن،وجواب دادن اشتباه است.چون من مسئول رفتار دیگران نیستم.اگرمن خودم را درگیررفتاردیگران نکنم آرامش بیشتری دارم.من باحرفم میتوانم یک نفررا به آشوب بکشم،چراباید نقطه ی تحمل دیگران راپایین بیاورم.جنس ضدارزش به هم زدن آرامش من است.تاوقتی من ازچیزی بدم میآید همیشه آن رامیبینم.تاوقتی آن راباتلخی نخورم وآن راحل نکنم همیشه درکنارمن هست.
همسفرمژگان: اصولاانسانهاموجوداتی هستند زودباورهرچیزی رامی بینند ومی شنوندسریع باورمی کنند.من باید محصول هرچیزی رابسنجم،بعدکاری را انجام بدهم.به عنوان مثال:اگرمن قراراست درخت بادامی راپرورش بدهم که محصول آن بادام تلخ وبدون استفاده باشد چرا آن راپرورش بدهم.
بدن ما ازاجزای ریزی به نام سلول تشکیل شده است.وقتی مادچاربیماری می شویم این سلولها فعالیت خودرا ازدست می دهند.ودراین جهت بیماری شروع به رشدمیکند.این مطلب رامی توان درکنگره هم پیاده کرد،افرادی درکنگره هستندکه مانند سلول های بدعمل می کنندباید سعی کرد این سلولها را خارج کردتا موجب بیماری وازکارافتادن دیگرسلولها نشوند.

آخرین ویرایش: - -

 

گزارش لژیون تجربه ی روشنایی. دوشنبه ۹۶/۲/۱۸

دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 10:20 ق.ظنویسنده : همسفر مریم

 
«به نام قدرت مطلق الله»
دستورجلسه:سی دی روان توسط همسفر زهراوهمسفرمونس.وتوضیحی درمورد تصاویرکتاب ۶۰درجه توسط کمک راهنمای محترم خانم سودابه.
درابتداخانم سودابه راهنمای محترم درموردتصاویرکتاب ۶۰درجه توضیحاتی دادند.وگفتند:تصاویرکتاب ۶۰درجه بسیارزیبا وپرمعنااست.ومثال تصویری رازدندکه ماشین دریخبندان درحال حرکت است.خانم سودابه گفتنداین ماشین جسم ماست راننده ی این ماشین عقل است ونفس همه جااحاطه دارد.این ماشین مثال من است درسفراول،ومثال کوه یخبندان همان مشکلات زندگی من است.من بایدبدانم دراین مسیرمشکلات زیادی سرراه من قرار داردولی مهم نحوه ی برخورد من با آنهاست.دریک تصویرفردی رانشان میدهدکه روی یخبندان درحال بازی کردن بااسکی است.وبازهم همان کوه های یخبندان وجود دارد.ولی این بار من یادگرفته ام که چگونه باآنها برخوردکنم.پس طی این سفرآگاهی ودانایی لازم راکسب کردم وبا تجهیزات لازم دربرابر آن مشکلات حرکت میکنم.
سی دی روان:
همسفرزهرا:اعتیاد درجسم،رون،وجهان بینی تاثیرمیگذارد.واختلال به وجود می آورد.روان یعنی خلق وخوی.به عنوان مثال فردی اگرافسرده است.یامیل به خودکشی دارد.به خلق وخوی اوبرمیگرددونمیشود خلق وخوی راباقرص یا دارو درست کرد.برای اینکه انسانها دارای خلق وخوی درستی باشندبایدفکرآنها سالم باشدوجهان بینی آنها خوب کارکند.خانم سودابه برای تکمیل صحبت دوستان چنین گفتند:جناب آقای مهندس میفرمایند:هرچیزی درروان ونهادمن وجودداردوبرای اینکه ارتقاپیداکنم باید روان خودرا ارتقا ببخشم.من تاحرکت نکنم اتفاقی برای من نمی افتد.درواقع من باید روانم رانسبت به جهان بینی ام بالا ببرم.
همسفرمونس:درهرمسائلی انسان بایدآگاهی لازم راکسب کند.به عنوان مثال:درفضای مجازی یک سری ازافرادآگاهی لازم راندارندوازفضای مجازی درجهت سقوط وتخریب خوداستفاده میکنند.وعده ای هم درجهت مثبت وصعود خودازآن استفاده میکنند.«پس همه چیزبرمیگردد به میزان آگاهی ودانایی ما»
راهنمای محترم خانم سودابه برای تکمیل صحبت دوستان چنین گفتند:جناب آقای مهندس دریکی ازسی دی هایشان چنین میفرمایند:تبلیغات مربوط به یک سری ازافراد نادان وناآگاه است.مثلا قرص،پماد،یاامثال اینها برای لاغر شدن یا کوتاه،وبلند شدن قدوجود ندارد.چطورممکن است سیستم فیزیولوژی بدن من دراثریک قرص تغییربکندوقدمن یک مرتبه کوتاه یابلندبشودواینهاهمه برمیگردد به نادانی وناآگاهی من.
درپایان خانم سودابه گفتند:مشکلات من درسفراول مانندموادمذابی است که ازیک کوه آتشفشان پایین می آید وهرلحظه روی سرمن میریزد.ومن باهرباری که این موادداغ ومذاب روی سرمن میریزدباخودم می گویم این دفعه ،دفعه ای آخراست.اینبارمشکلاتم حل میشود.اینبارمسافرم رهامیشود.درصورتی که من فقط موادداغ ومذاب راکه هرلحظه روی سرمن میریزد رامیبینم ولی ازشدت انفجارآن بالا خبر ندارم.یعنی نمیبینم چقدرضدارزش پشت پرده دارم وتاموقعی که بازپرداخت آنها راندهم به آرامش نمیرسم.

آخرین ویرایش: دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 10:59 ق.ظ

 

گزارش لژیون تجربه ی روشنایی دوشنبه ۹۶/۱/۲۸

یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 04:40 ب.ظنویسنده : همسفر مریم

 
دستورجلسه:وادی سیزده بخش دوم
«به نام قدرت مطلق الله»
درابتداسرکارخانم سودابه کمک راهنمای محترم توضیحاتی راجع به سی دی بستن دهان دادند وگفتند:جناب آقای مهندس درسی دی بستن دهان میفرمایند:بستن دهان فقط به معنی خرف نزدن نیست.گاهی اوقات درمورد خوردن هم است.اگردهان من بسته باشدومداوم به فکرحرف زدن یاخوردن نباشم،دریچه های دیگرمن بازمیشوند.ومهم ترین این دریچه ها،دریچه ی تفکراست.وقتی دهان من بسته باشدقدرت تفکرمن بالا میرود.
درادامه بخش دوم وادی سیزده توسط کمک راهنمای محترم توضیح داده شد.
خانم سودابه:«پایان هرنقطه سرآغازخط دیگری ست».اصلا نابودی وفنا وجود ندارد هرنقطه ای که به پایان برسد نقطه وخط دیگری آغازمیشود.حتی انسان،انسان بامرگ نابود نمیشود.انسانهایی که دردنیاهمه ی کارهای آنان روی اصول وخط مستقیم است.اگرفرصت درست کردن نداشته باشندومرگ آنها فرابرسد،درهمان لحظه ی مرگ به شکل نوزادی درشکم مادری که هم جنس نفسش است به این دنیابرگشت داده میشوند.ودوباره متولد میشوند.هرچقدردراین دنیاآگاهی وآموزش بگیریم اندوخته ای میشود برای آخرت ما.«هیچ چیزی نابودشدنی نیست.»به اندازه ی ذره ای بدی،یاخوبی که من کرده باشم به من برگشت داده میشود.
جناب آقای مهندس درسی دی کوله پشتی میفرمایند:تا من نخواهم خداکمکم نمیکند.این که من نمازمیخوانم یعنی به خداونداعلام نیازمیکنم.ودراثراین اعلام نیازاست که راه مستقیم برمن بازمیشود.من درنمازخواندنم روزی چندباراز خداوند میخواهم که راه مستقیم رابه من نشان بدهد.«اهدناالصراط المستقیم».دروادی سیزده اشاره به انسان تک بعدی وچند بعدی میکند.انسان تک بعدی انسانی است که فقط به یک موضوع اهمیت میدهد.ومسائل دیگربرای اواهمیتی ندارد.روی موضوع تفکرنمیکند.ولی.انسان چندبعدی دارای صلح وآرامش است.انسانها رادوست دارد ودیگران هم اورادوست دارند.«چیزی که باعث میشودبه آرامش برسم آگاهی ودانایی من است.»
«کسی که درون آرامی دارد هرگز آرامش خودرابهم نمی ریزد.هیچ چیزی رابا طعم شیرین آن آرامش عوض نمیکند.رسیدن به وادی آرامش یک روزه یایک شبه نیست.گاهی باید ازگذرگاه های خیلی سخت عبورکنیم.تابه وادی آرامش برسیم.»

«دستورجلسه ی هفته ی آینده:سی دی نامردمی ها.و وادی سیزده بخش سوم.»


آخرین ویرایش: یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 05:11 ب.ظ

 

تعداد کل صفحات ( 3 ) 1 2 3