تبلیغات
تجربه روشنایی... - گزارش لژیون تجربه ی روشنایی دوشنبه ۹۵/۱۰/۲۰

گزارش لژیون تجربه ی روشنایی دوشنبه ۹۵/۱۰/۲۰

سه شنبه 21 دی 1395 01:31 ب.ظنویسنده : همسفر مریم

 
                                                                                               «به نام قدرت مطلق الله»
       
دوشنبه ۲۰ دیماه لژیون تجربه ی روشنایی به استادی خانم سودابه وجمعی ازدوستان راس ساعت ۱۶:۳۰شروع به کار نمود.
درابتداراهنمای محترم خانم سودابه صفحه ی یک تاسی کتاب شصت درجه راخواندند ودربین خواندن توضیحاتی نیزدادند. سپس «سی دی حرف وعمل۲»توسط همسفراعظم توضیح داده شد.
همسفراعظم:حرف وعمل بایدباهم منطبق باشد.مادربسیاری ازچیزهاازطبیعت الهام میگیریم،خصلت بسیاری ازحیوانات دروجودانسانها است.بعضی از انسانهامانندببردرنده،وبعضی هامانند زنبورگزنده،یابعضی ها مانند موش موذی هستند.عقاب هم یکی ازپرنده هایی است که بسیاری ازانسانها ازآن الگو میگیرند،عقاب خانه ی خودرادربالاترین نقطه ی کوه هامیسازدجایی که کسی به آن دسترسی نداشته باشد،ماانسانها هم نبایداجازه بدهیم کسی واردحریم زندگی مابشود.کارهمیشه وجودداردوتمامی نداردمابایدبه خودمان هم اهمیت بدهیم.انسانها به سه دسته تقسیم میشونددسته ی اول:یاران سمت چپ،دسته ی دوم:یاران دست راست،ودسته ی سوم:سابقون وپیشی گرفتگان.این سه گروه درهرجایی میتوانندیکدیگررا یاری کنند.افرادی که درجهت مثبت حرکت میکنند هرجاباشندیکدیگرراپیدامیکنندوبه یکدیگر یاری میرسانند.افرادی که حرف وعملشان یکی باشدبه مرحله ی شوشود،نزدیک میشوندوتزکیه وپالایش میشوند.
سپس خانم سودابه از بچه ها خواستندبرداشت خودراازجمله ی«درجمع بینایان نابینا باش»بگویند.
همسفرخانم مونس:قبل ازاینکه به کنگره بیایم وقتی در جمعی قرارمیگرفتم وکسی حرفی درموردمن میزدخیلی زودناراحت میشدم ولی با آمدنم به کنگره متوجه شدم ،که اگرکسی هم درموردمن حرفی میزند،اهمیت ندهم.حتی گاهی اوقات بایدخودرا به نشنیدن بزنم.
همسفرمژگان:بعضی اوقات مابایدخودرابه ندیدن ونشنیدن بزنیم.بعضی وقتهایک حرف دریک جمع مربوط به مازده میشود وبعدازآن همه ی حال خرابی هایش برای ما میماند.اگرآن لحظه خودرابه نشنیدن بزنم خودم آرامش دارم.«خانم سودابه»برای تکمیل حرف دوستان چنین گفتند:دلیلی نداردوقتی من دریک جمع قرارمیگیرم وهمه پشت سریکی حرف میزنندمن هم آن حرفها راتاییدکنم،من نبایددرآن لحظه هیزم آور آتش باشم.من بایداگردرحق کسی خوبی میکنم آن را روی آب بنویسم یعنی خوبیم بدون چشم داشت باشد.واگرکسی درحقم خوبی کردآن راروی سنگ بنویسم تابرای همیشه ماندگارباشدویادم بماند.«ادامه ی جلسه به پرسش وپاسخ گذشت»
همسفرشهناز:مادرمقابل دیگران که ماراقضاوت میکنندبایدچگونه برخورد کنیم؟
همسفراللهه:مابایدمثال همان فلزی باشیم که درسختی هاوبامشقت زیاد آبدیده میشودوتبدیل به طلا میشود،آنجاست که ما خلوص پیدامیکنیم وخالص میشویم.
راهنمای محترم خانم سودابه:تنبیه خداونددرلباسی است که تن اعضای دیگراست،من تقاص پس میدهم توسط آدم های دیگر،هرمشکلی،هرآهی وهرناله ای،ریشه درکارهای گذشته ی من دارد،ومن بایدآنقدرآگاه باشم که به جای آه وناله برگردم وگذشته ی خودراببینم که چه مشکلی بوده که حالاعاقبت من این شده است.
همسفرمونس:آیامیتوان گفت:اگربچه های مادچارمشکل یاکاراشتباه میشوندمربوط به کارهای گذشته ی پدرومادرشان است؟
خانم سودابه:_خیرهیچ دلیلی ندارد.زجری که هرکس میکشدمربوط به گذشته ی خودش است.امکان نداردچشم من لایق صحنه ای نباشدومن آن راببینم.من صحنه ای رانمی بینم مگرآنکه ،این اتفاق وصحنه ازتمام وجودمن سرچشمه گرفته باشد.
درپایان خانم سودابه گفتند:«مابایدچهارچوب وحدومرز خودرابدانیم.صحبت کردن مابایک مردغریبه بایددرحدوحریم خودش باشد.بله جانم یاقربان شمانداریم،این طرز صحبت کردن،شان یک زن راپایین می آورد.»
«دستور جلسه ی هفته ی آینده: صفحه ی ۳۰تا۶۰کتاب ۶۰ درجه»

آخرین ویرایش: سه شنبه 21 دی 1395 03:08 ب.ظ

 
شنبه 2 بهمن 1395 02:13 ب.ظ
سلام خسته نباشید،همه مطالب عالی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر