تبلیغات
تجربه روشنایی... - گزارش لژیون تجربه ی روشنایی دوشنبه۹۵/۱۱/۱۱

گزارش لژیون تجربه ی روشنایی دوشنبه۹۵/۱۱/۱۱

شنبه 16 بهمن 1395 08:03 ب.ظنویسنده : همسفر مریم

 
                                                                     «به نام قدرت مطلق الله»
دستورجلسه:ادامه ی سی دی معما توسط همسفر زهرا
همسفرزهرا:اگرصورت معمادرست مطرح شودحتما به جواب میرسیم.مثال معمای(زردم،زبرم،زیرزمین به سربرم،کلاه سبزی
به سرم،قبای زردی به تنم).که وقتی به عنوان معما مطرح میشود.مابایددقت کنیم که شایدچندموضوع با این نشانه هاوجودداشته باشد.که ماراگمراه کندوبه جواب نرساند.جواب این معما هویج است.،ولی اگرمافقط به صورظاهرآن توجه کنیم به جواب نمیرسیم.مابرای حل هرمعمایی باید هم صورظاهر وهم صور پنهان را درنظربگیریم.مثلا صورظاهراین معما میگوید من زردهستم،درزیرزمین هستم ،کلاه سبزی دارم.و.......،اگرمابخواهیم به همین صورظاهر به جواب برسیم.ممکن است .چیز دیگری رانام ببریم که جواب معمانباشد.ولی وقتی به صورپنهان معما که میگوید جواب این معما چیزی هست که دارای منیزیم،پتاسیم ،و......،است.حتما میتوانیم به جواب درست برسیم.جناب مهندس فرمودند:من این معمارامثال زدم که شمامتوجه بشوید.مادرهرمراحلی اززندگی بامعماهایی روبه روهستیم وبرای حل هرمعمایی بایدبه صورآشکاروپنهان آن توجه داشته باشیم.
خانم سودابه برای تکمیل صحبت همسفرزهرا چنین گفتند: مثلا اگرمن یک بیماری دارم.پزشکان فقط درنقطه ای که من دچاردرد هستم دنبال علت مشکل میگردند.مثلا اگرمن کلیه درددارم.کلیه ی من ازچندقسمت بدن من دستور میگیرد.کلیه دردمن ظاهر بیماری من است.وعلت این بیماری ممکن است درسیستم ایکس من باشد.وعلت اینکه بسیاری ازبیماری هارابه اعصاب ربط میدهند این است که،درهمان قسمت چنددلیل رابررسی میکنندووقتی علت رانمی یابند،آن رابه اعصاب ربط میدهندهرعضوی ازبدن ماازسیستم ایکس دستورمیگیرد.وقتی سیستم ایکس ماخراب باشدومامدام درحال ضدارزش باشیم.درفیزیو،لوژی بدنمان اختلال ایجادمیکنیم وتعادل موادشیمیایی بدنم رابرهم میزنم.واین بیتعادلی  قلبم ،یابه کلیه ام،یاحتی به عصب دستم وارد میشود ومن متوجه نمیشوم که اینها به سیستم ایکسم برمیگردد.برای حل هرمشکل یابیماری باید آن رااز ریشه بررسی کرد.من وقتی میتوانم به صورپنهان کسی آشکاربشوم.که قلبم دچارکینه ونفرت نباشد.زمانی من میتوانم آدم خوب ودرستی باشم.که خانه ی دلم پاک باشد.ورسیدن به این درجه فقط رسیدن به تزکیه وپالایش است.جناب مهندس درسی دی ایمان،اراده،انرژی میفرمایند:بعدازچندین بارتکراراست که یک موضوع به ماالهام میشود.وکسی عاقبت به آرامش میرسدکه ازتکرارخسته نشود.پس اگرماهم مشکلی درزندگیمان وجودداردبایدامیدوارباشیم.اگرمن قراراست به آرامش برسم بایداز درهای مختلف عبور کنم تابه درنهایی که آرامش است برسم.ممکن است پشت هردری هزارن مشکل وخطر وجود داشته باشد.شاید این صلاح من است وخداوندمیخواهدمن رابسنجد.اگرباصبروامیدواری این درها راپشت سربگذارم وناامیدنشوم قطعا به درنهایی ومقصدم که آرامش است میرسم.«اگرمن ازتاریکی عبور نکرده باشم.هیچ وقت لذت روشنایی رادرک نخواهم کرد.اگرقراراست به نور برسم باید،ازتاریکی عبورکنم».وای کاش ....مادرسفراول شاکرباشیم که خدایی نکرده درسفردوم به علت ناسپاسی این آرامش ازماگرفته نشود.اگریک سری مشکل رابرای رسیدن به هدفم طی میکنم باید بگویم «خداراشکر»قطعا حل میشود.
همسفرزهرا:تمام روشهای کنگره راحت وقابل استفاده است.جناب مهندس درسی دی معما میفرمایند:ماچاهی راکندیم وبه آب رسیدیم وروش استفاده ارآن رابه دیگران یاد دادیم.دیگران اگرآموزشها رادرست بگیرند حتما به رهایی وآرامش میرسند.
خانم سودابه درادامه گفتند:اگرمن تاکیدمیکنم سی دی گوش بدهید باید هروقت وهرجایی آمادگی کامل رابرای توضیح آن راداشته باشید.مابرای خودمان به کنگره واردشدیم.برای تغییرخودمان،تاوقتی ماطلبکارمسافرمان هستیم نه خودمان حرکت میگنیم نه میگذار یم مسافرمان حرکت کند.مگرمیشودمن تغییرکنم مسافرم عوض نشود.مگرممکن است من حرکت کنم واوحرکت نکند.اگرمن به این معتقدباشم که میتوانم بادستهای خودم زندگیم را عوض کنم.تمام تمرکزم راروی خودم میگذارم.جناب مهندس درسی دی کوه میفرمایند:_مثل کوه باش کوه همیشه نگاهش به روبه رو است وتمام حواسش به رشد خودش است.حرکت درسیستم معنوی سخت است سیستم معنوی مانند سیستم مادی نیست.بایدآرام،آرام وپله،پله حرکت کنم تابه درجه ای ازمعنویت برسم.
درادامه یکی ازدوستان چنین سوالی راطرح کردند.«_دردوران سفرمسافرم من به اوخیلی اهمیت میدادم واگربیمارمیشد تمام وقت خودم راصرف سلامتیش میکردم.ولی چندروز است که خودم دچاربیماری شده بودم وازمسافرم انتظاربیشتری داشتم که به من اهمیت بدهد آیااین خواسته ی زیادی است؟
خانم سودابه:چرامن کاسه ی گدایی محبت دستم میگیرم.اگرقراراست کاری راباتوقع انجام بدهم که بعدا آن شخص جواب محبتم رابدهد.انجام ندهم بهتراست.اگرمن قراراست ازچشمه ای تغذیه بشوم،بهتراست ازچشمه ای پاک وزلال باشد نه آب گندیده.چه فایده مسافرم امروز بگویددستت درد نکند وفردا یادش برود.«اگرمحبت من بدون توقع باشد وتوقع برگشت نداشته باشم به من برگشت داده میشود .من تازمانی که دنبال محبت باتوقع ازجانب دیگران باشم نه تنها به من بازگشت داده نمیشود بلکه وقتی به من برمیگردد حال من راخراب میکندوآن حس خوبی راکه باید داشته باشم ندار م».

اگرمن روی تخت دربیماری به سرمیبرم ومسافرم من رانمی بیند شاید جایی که قرار بوده من ازآن کمک بگیرم نگرفتم وخودم راهمه کاره میدانستم وبه اوفهماندم من ازپس مشکلات خودم برمی آیم ونیازی به محبت کسی ندارم.عمری خودم به خطا رفتم واز قالب خودم بیرون آمدم اگرمن درقالب خودم باشم میبینم که دیگران حتما،محبت من رامیبینندوبی جواب نمیگذارند.


آخرین ویرایش: شنبه 16 بهمن 1395 09:40 ب.ظ

 
سه شنبه 24 مرداد 1396 09:42 ق.ظ
When someone writes an article he/she retains the image of a user in his/her
brain that how a user can know it. Therefore that's why this post is great.
Thanks!
شنبه 16 بهمن 1395 10:57 ب.ظ
سلام مریم خسته نباشید مثل همیشه عالی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر